درمان های نوآورانه بازیابی مغز
علل بیماری
شتاب ناگهانی سر، شبیه به ضربه ناگهانی به سر، می تواند باعث آسیب بافت مغز شود. برخورد سریع سر با جسم غیر متحرک یا کاهش ناگهانی سرعت نیز یکی از علل شایع آسیب مغزی است. هنگامی که بافت مغز در سمت ضربه یا در جهت مخالف با جمجمه سخت و بیرون زده برخورد می کند، مستعد آسیب است. آسیبهای شتاب-کاهش گاهی اوقات به عنوان آسیبهای کودتا-کنترکوپ نیز شناخته میشوند.
تظاهرات بالینی
سندرم پس از ضربه مغزی به وضعیتی اطلاق میشود که در آن فرد پس از ضربه مغزی، هوشیاری گذرا را از دست میدهد که معمولاً ظرف 30 دقیقه بهبود مییابد. پس از به هوش آمدن، بیمار ممکن است شرایط آسیب یا رویدادهای بلافاصله قبل از آن را به خاطر نیاورد. علائم ممکن است شامل سردرد، تهوع، سرگیجه، تحریک پذیری، بی ثباتی عاطفی، عدم اعتماد به نفس، حواس پرتی، و علائم سیستم عصبی خودمختار مانند رنگ پریدگی، عرق سرد، فشار خون پایین، نبض آهسته و تنفس کم عمق باشد.
کما ناشی از آسیب تروماتیک مغزی می تواند از نظر مدت زمان متفاوت باشد، از دوره های کوتاه تا طولانی. در طول روند بهبودی از کما تا هوشیاری، بیماران ممکن است دورههایی از خوابآلودگی، گیجی و هذیان را تجربه کنند. سطح هوشیاری در نوسان است، برخی از لحظات سبک تر و برخی دیگر سنگین تر است.
هذیان معمولاً در اثر گذار از کما یا خواب آلودگی ایجاد می شود. در برخی موارد، رفتاری که در حین هذیان نشان داده می شود ممکن است منعکس کننده شغل قبلی بیمار باشد. بسیاری از بیماران ممکن است مقاومت، بی قراری و عدم همکاری نشان دهند، در حالی که برخی دیگر ممکن است تهاجمی تر شوند. علائم ممکن است شامل توهمات وحشتناک باشد و در موارد شدید، بیماران ممکن است دچار سردرگمی شدید و حتی رفتار خشونت آمیز تکانشی شوند. دلیریوم می تواند با سایر حالات تغییر یافته هوشیاری مانند گیجی و حالت های خواب مانند همراه باشد.
سندرم فراموشی تروماتیک ناشی از ضربه به سر با ساختگی بر اساس فراموشی مشخص می شود و بیماران اغلب به راحتی تحریک می شوند. مدت آن در مقایسه با سندرم فراموشی الکلی کوتاهتر است.
هماتوم ساب دورال ناشی از آسیب سر می تواند به سرعت پس از آسیب رخ دهد و اغلب با سردرد و خواب آلودگی تظاهر می کند. گاهی اوقات، ممکن است هیجان حرکتی هذیانی وجود داشته باشد و حدود نیمی از بیماران ادم پاپی را نشان می دهند. ویژگیهای هماتوم ساب دورال مزمن شامل خوابآلودگی، کسلی، اختلال حافظه و در موارد شدید، علائم زوال عقل جامع است. برخی از بیماران ممکن است کمی افزایش فشار مایع مغزی نخاعی، افزایش کمیت پروتئین و ظاهر زرد داشته باشند.
معاینه
فیلم ساده اشعه ایکس
شکستگی ها، جدا شدن بخیه های جمجمه، تجمع هوای داخل جمجمه، اجسام خارجی داخل جمجمه را تعیین کنید.
سی تی اسکن
یک روش بسیار مهم که می تواند وجود و میزان هماتوم، کوفتگی و ادم و همچنین شکستگی، پنوموسفالی و غیره را نشان دهد. در صورت لزوم می توان چندین اسکن دینامیک برای ردیابی تغییرات وضعیت انجام داد. با این حال، ممکن است سایه های کاذب و تصویربرداری ضعیف در ناحیه حفره خلفی وجود داشته باشد.
ام آر آی
اگرچه به ندرت در فاز حاد استفاده می شود، اما در مواردی که ضایعات در حفره خلفی در CT به خوبی دیده نمی شوند، باید مورد توجه قرار گیرد. در مقایسه با CT تصویربرداری بهتری از ساختارهای بافت نرم داخل جمجمه ارائه می دهد و می تواند پس از تثبیت وضعیت برای ارزیابی میزان آسیب و تخمین پیش آگهی استفاده شود.
سوراخ کمری
می تواند فشار داخل جمجمه را اندازه گیری کند و مایع مغزی نخاعی را تجزیه و تحلیل کند. هنگامی که خونریزی داخل جمجمه با خونریزی زیر عنکبوتیه همراه باشد، سوراخ کمری می تواند مایع مغزی نخاعی خونی را آزاد کند و همچنین یک روش درمانی مهم است.
آنژیوگرافی مغزی
در تشخیص ترومای جمجمه کمتر مورد استفاده قرار می گیرد، اما در صورت مشکوک شدن به پاتولوژی عروقی باید به سرعت مورد استفاده قرار گیرد. در صورت عدم وجود سی تی اسکنر، می تواند وجود هماتوم را بر اساس مورفولوژی عروقی تعیین کند.
سایر روش های تشخیصی
سونوگرافی، الکتروانسفالوگرافی (EEG)، تصویربرداری رادیونوکلئیدی و سایر روش ها اهمیت محدودی دارند و به ندرت به طور مستقیم برای تشخیص آسیب های جمجمه و مغز استفاده می شوند.
تشخیص
بر اساس سابقه آسیب بیمار، همراه با معاینه کامل کل بدن و سیستم عصبی، تشخیص ترومای جمجمه نسبتاً آسانی قابل تشخیص است. برای تایید تشخیص می توان معاینات فوق را انجام داد.
عوارض
آسیب های مغزی اغلب منجر به درجات مختلفی از اختلالات عملکردی دائمی می شود. این تا حد زیادی به این بستگی دارد که آیا آسیب در یک ناحیه خاص از مغز (کانونی) یا گسترده (گسترش) باشد. نواحی مختلف آسیب مغزی می تواند علائم مختلفی ایجاد کند و به پزشکان در تعیین محل آسیب کمک می کند. علائم کانونی شامل ناهنجاری در حرکت، حس، گفتار، بینایی و شنوایی است، در حالی که آسیب منتشر مغز اغلب بر حافظه، خواب تأثیر می گذارد یا منجر به گیجی و کما می شود.
صدمات شدید مغزی گاهی اوقات میتواند منجر به فراموشی شود، جایی که بیماران نمیتوانند رویدادهای قبل یا بعد از از دست دادن هوشیاری را به خاطر بیاورند، اگرچه کسانی که در عرض یک هفته به هوش میآیند اغلب حافظه خود را بهبود میبخشند. برخی از آسیب های مغزی، حتی اگر خفیف باشند، می توانند منجر به سندرم پس از سانحه شود، که در آن بیماران برای مدت قابل توجهی سردرد و اختلالات حافظه را تجربه می کنند.
صدمات شدید مغزی می تواند منجر به کشش، پیچش یا پارگی اعصاب، رگ های خونی و سایر بافت های داخل مغز شود. آسیب به مسیرهای عصبی یا خونریزی و تورم ممکن است رخ دهد. خونریزی داخل جمجمه و تورم مغز باعث افزایش حجم محتویات داخل جمجمه می شود، اما خود جمجمه نمی تواند بر این اساس منبسط شود. در نتیجه، فشار داخل جمجمه افزایش می یابد و به بافت مغز آسیب بیشتری می رساند. افزایش فشار داخل جمجمه ای مغز را به سمت پایین هل می دهد و بافت فوقانی مغز و ساقه مغز را مجبور به ورود به منافذ مرتبط می کند. این وضعیت به عنوان فتق مغزی شناخته می شود. مخچه و ساقه مغز می توانند از طریق سوراخ های قاعده جمجمه جابجا شوند. از آنجایی که ساقه مغز نقش مهمی در حفظ تنفس و ضربان قلب دارد، فتق مغز اغلب می تواند کشنده باشد.
